رد شدن به محتوای اصلی

پست‌ها

پیامبران - فیلم و مطالب

  «اساس ادیان الهی یکی است»   جميع مظاهر مقدسه خدمت بحقيقت فرمودند. حضرت موسی ترويج حقيقت فرمود. حضرت مسيح تصريح حقيقت کرد. حضرت رسول تبشير بحقيقت داد.  حضرت بهاء اللّه تأسيس حقيقت فرمود. کل مظاهر حقيقت بودند و تعاليم کل توحيد عالم انسانی و الفت و محبت و يگانگی و تنزيه و تقديس از ظلمات امکانی يعنی اختلاف و نزاع و جدال و قتال.   پس ما که بندگان آن بزرگوارانيم چرا بايد اختلاف کنيم؟ چرا بايد نزاع و جدال نمائيم ؟ بندگان يک خداونديم جميع مشمول الطاف حضرت رحمانی * خداوند با کل در نهايت صلح است ما چرا با يکديگر جنگ نمائيم؟ خداوند با کل مهربانست ما چرا نا مهربان باشيم؟ خداوند خالق کل و رازق کل و مربی کل و حافظ کل است، ما چرا از يکديگر جدا هستيم؟    سبب اينست که اساس اديان الهی از ميان رفته و فراموش شده و تشبث بتقاليد موهومه گشته. و چون تقاليد مختلف است سبب بغض و عداوت بين بشر گرديده.     اما اگر باساس اديان الهی نظر کنيم کل يکی است. و اگر رجوع بآن نمائيم کل متحد و متفق ميشويم      انبيای الهی جميعاً منادی حقيقت بودند و جميع متحد و متفق بودن...

علم و دین - فیلم و مطالب

حقیقت ادیان مطابق علم وعقل است   اساسيکه جميع انبياء گذاشته اند، حقيقت است و آن يکی است و همه مطابق علم است.  مثلاً وحدانيت الهی است. اين مطابق عقل است يا نه؟  روحانيت انسانی است. مطابق عقل است يا نه؟  نيت صادقه است. صدق و امانت و وفاست. مطابق عقل است يا نه؟  ثبوت و استقامت است. اخلاق حميده عالم انسانی است. مطابق عقل است يا نه ؟ جميع احکام شريعت الهی مطابق عقل است.  علم و دین: دو بال پرواز   دين، انسان را بالی است و علم، بال ديگر. انسان بدو بال پرواز ميکند. ببالِ واحد پرواز نتواند.      رؤسای اديان امروز گمان ميکنند که دين عبارت از تقليد آباء و اجداد است. لهذا هر قومی تشبّت بتقاليد نموده آن را حق ميدانند. و اين تقاليد چون حقيقت نيست، لهذا مخالف با يکديگر است. و از اين سبب اختلاف و عداوت بين بشر حاصل شده.  زيرا همچنين گمان ميکنند که دين مخالف علم است و عقائد دينيه را تفکر و تعمقی لازم نيست و تطبيق بعقل و علم جائز نه. زيرا عقل و علم مخالف دين است !  لهذا عقائد دينيه بايد مجرد عبارت از صرفِ تلقين رؤسای روحانی باشد و آنچه آنان بگوي...

خودی و بی خودی - فیلم و مطالب

  قاتل و جهان گیر   و چون نظر بتاريخ بشر کنيم، از بدايت الی الآن ،عالم انسانی رو بتکميل است. هر چند کمالاتش نا محدود است امّا تا بحال بترقّی تامّ و درجهء بلوغ نرسيده. و در قرون اولی و قرون وسطی و قرون اخيره هميشه جنگ و جدال يا در ميان دو دولت و يا در ميان دو ملّت و يا در ميان دو دين و مذهب بوده.    هزاران خانمان در هر وقتی ويران شده. صد هزاران پسران بی پدر گشته. صد هزار مادران بی پسر شدند. لهذا عالم انسانی هنوز بکمال نرسيده چه که اين درندگی سزاوار عالم حيوانی است نه عالم انسانی. آنچه شايستهء انسان است محبّت است. حرب و جدال سزاوار حيوانات درنده است.   گرگ بلانه خود قناعت ميکند. پلنگ بمغاره خود اکتفا مينمايد. شير به بيشه خود قناعت کند. هيچيک به فکر تعدی در حق ديگری نيفتد.    ولی افسوس که انسان بی رحم اگر همهء آشيانه ها را بتصرف آرد، باز در فکر آشيانه ديگر است. و حال آنکه خدا بشر را انسان خلق کرده ولی از حيوانات درنده بدتر شده.   و حيوانات درنده برای قُوُتِ (روزی - طعام)   ضروری بقدر لزوم ميدرند. امّا انسان برای قوت ضروری نيست بلکه بجهت شهرت و ا...